نیم صفحه اول نوید 186
محمد روحانی نژاد
حماسه سیاسی که نه تنها در انتخابات ریاست جمهوری بلکه باید در انتخابات شوراها نیز تجلی یابد، فرصتی است مغتنم فرا روی شهروندان عزیز که با بصیرت و بدور از زد و بندهای فامیلی، محلی، جناحی، سیاسی، هیئتی و..شورای شهر را بسازند نه «شورای شهرداری» را.باید با مطالعه و بینش نسبت به شناخت کاندیداهای اصلح اقدام و به کارنامه و برنامه رای داد نه به ملاکهایی که هیچ مصداق عقلانی و علمی ندارد. افرادی را انتخاب کنیم که شهرمان را به درستی مدیریت و بر اساس عقلانیت و معنویت و تکیه بر عدالت در تقسیم امکانات شهر که به نوعی موجود زنده است و مانند طبییان حاذق و کارشناس، زخم های شهر را التیام و بخوبی درمان کنند.
این انسانها هستند که سرنوشت خود را تعیین می کنند.کسانیکه به سرنوشت شهر خود بیگانه اند ولی در اظهار نظر در مورد ساختار شهر نظریه پردازند حق انتقاد ندارند. چرا که آنها زمینه عقب ماندگی و عدم پیشرفت را فراهم نموده اند.آیا زمان آن نرسیده که آستین همت را بالا بزنیم و با انتخاب افراد دلسوز، متعهد، متخصص و...املای گذشته انتخاب خود را تحصیح نمائیم.و به دور از بد اخلاقی های انتخاباتی و احساساتی افرادی را راهی شورا کنیم که با عزمی راسخ و بازوان مدیریتی توانمند امکان پیشرفت و موفقیت شهر را فراهم نمایند.
بر اساس فصل هفتم،اصل یکصدم قانون اساسی:برای پیشبرد سریع برنامه های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی و سایر امور رفاهی، از طریق همکاری مردم، اعضای توانمندی را برای شورای شهر انتخاب کنیم.
با توجه به پارامترهای موجود در شرح اصل فوق، انتخاب افراد واجد شرایط برای رای دهندگان سهل و آسان می شود.با یک نگاه تیز بینانه می شود علت پیشرفت کند شهرستان را در سالهای گذشته جویا شد.البته بی انصافیست اعلام گردد در این چند سال هیچگونه پیشرفتی حاصل نگردیده ولی در حد توانمندی و جایگاه استراتژیک شهرستان و هم چنین در مقایسه با شهرهای هم جوار موفق عمل نشده، ناهماهنگی در بین اعضای شورا، نداشتن تیم مشاوره قوی، عدم حضور مرتب برخی از اعضا در جلسات شورا، عدم درک متقابل اعضا از یکدیگر و... از آفت های اجرای برنامه های توسعه در گذشته بوده است.
امید است همشهریان با همتی والا و احساس مسئولیت در قبال جوابگوئی به نسل های آینده، با حضور در در پای صندوقهای رای و انتخاب افراد توانمند زمینه پیشرفت شهرمان را فراهم نمایند.
رضا رفیع

ما و سایر ملت که هرچه در این هفشده ماه آزگار، حنجره مان را خسته و دچار استهلاک کردیم؛ هیچ افاقه نکرد که نکرد. فقط خرج خودمان را بالا برد که تا الآن، چندین بار به پزشک متخصص گوش و حلق و بینی مراجعه کردیم. توصیۀ همه شان هم این بوده که کمتر داد بزنیم. اگر داد این است، بیداد چیست؟
حالا ما هیچ؛ ولی الان کار به جایی کشیده که اعصاب وزیر محترم صنعت، معدن و تجارت به هم ریخته و ما راضی به این فقره نیستیم. ایشان در کمال ناراحتی، زبان به گله گشادند و گفتند که: «رئیس جمهور به بلاتکلیفی قیمت گذاری خودرو پایان دهد.»
ــ حیف که فرصتی برای برکناری جناب وزیر نیست!...(این جملۀ معترضانه را نفهمیدیم کی گفت. هر که بود،یحتمل آدم رندی بود. چون تا پنجره را باز کردیم پاسخ کوبنده ای بدهیم، زده بود به چاک!)
باری؛ به هرجهت، الآن وضعیت قیمت گذاری شفاف خودرو قفل کرده و جوری که بویش می آید، ظاهراً کلیدش هم باید گم و گور شده باشد.
در راستای کلید و قفل خودرو:
کلید گم گشته و در وا نمیشه
اگر پیدا بشه هم جا نمیشه!
اگر دیروز می شد وا و جا شه
همون دیروز بود،حالا نمیشه!
بستۀ پیشنهادی: درست است که هر قفلی یک کلیدی دارد و هر کلیدی به قفل خودش می خورد؛ اما این دلیل نمی شود که هر قفلی را هر کسی و هر کلیدی بتواند باز کند. فلذا در راستای باز کردن قفل قیمت خودرو، لازم است که ما نیز به سهم خود کمک های اولیۀ خود را ارائه دهیم:
1ــ قفل شناسی: به دقت ملاحظه شود که قفل قیمت های خودرو، دارای رمز و پسورد و از این جور سوسول بازی ها نباشد. اگر بود،آنگاه بررسی شود که پسوردش دست کیست؟ و اگر کاشف به عمل آمد که دست کیست؛ تحیقق و تفحص گردد که حالا طرف،کجا می گردد و در خانۀ کیست؟
2ــ موضوع مناظره: به قدری الآن باز کردن قفل بخت قیمت خودروها موضوعیت دارد و بحث روز است که به نظر من در مناظره های تلویزیونی نامزدهای ریاست جمهوری امسال،یک قفل روی میز مناظره بگذارند و از نامزدها بخواهند که اگر راست می گویند، آن را باز کنند. سایر قفل ها پیشکش!
3ــ استفاده از قفل شکن: همۀ شما قطعاً فیلترشکن دیدید. خب چرا از نوع قفل شکن آن استفادۀ بهینه نکنیم؟ از کسانی که در امور مربوط به فیلترینگ و فیلترشکن تخصص بالایی دارند و تمامی همّ و غم و هوش و حواسشان به همین چیزهاست؛ تقاضا کنیم که لااقل برای خدا در این زمینه ورود پیدا کنند. قفل شکنی عرضه کنند که دولت بتواند به مدد آن قفل قیمت خودروها را بشکند و اعلام کند که: ما می توانیم!
چندی پیش دریکی از نشریات استان شهروندی درخصوص روستای زادگاهشان درگناباد مطالبی به رشته تحریردرآورد که کاش می شد این پاسخ نیزدرهمان ستون درج می شد. مطالب جالبی که خواننده روزنامه رابه صفا و صمیمیت 50 سال قبل می برد و بسیارظریف، صداقت و ازخودگذشتگی و دینداری برپایه و جدان و عاقبت اندیشی را توصیف می نمود. آن چنان درآن مرقومه به برخی خدمات وزحمات مردم آن دوره اشاره شده بود که هر لحظه انسان آرزو می کرد کاش در آن دوره می زیست.
وی همزمان با این توصیفات انتقاد هایی هم به تغییرات ساختاری روستایشان و تغییرات رفتاری ساکنین فعلی روستا که نسل جوانند نموده و برای خواننده بگونه ای تداعی می شد که این نسل باید ساختار 50 سال پیش روستا را حفظ و همان رفتارهای ساکنین 50 سال قبل و دوران کودکی آقای لباف را از خود بروز دهند تا هر گاه ایشان و سایر همدوره ایهای پایتخت نشین و یا مراکز استان نشین ایشان به قول خودشان برای تفریح و عید دیدنی در سالی یکبار به روستا می آیند، خاطرات خوش 50 سال پیش برایشان تداعی شود. گو اینکه ساکنان فعلی روستا ها و شهرهای کوچکتر محکوم به حفظ آثار و ابنیه و رفتارهایی هستند که بر انگیزاننده یاد و خاطرات دوران کودکی و نوجوانی همشهریان یا هم روستاییان پایتخت نشینشان هستند.
پیش بینی 62 و نیم میلیارد تومان بودجه سال جاری شهرداری تربت حیدریه
مهدی ناصری شهردار تربت حیدریه در گفتگو با خبرنگار نوید تربت گفت: بودجه سال جاری شهرداری تربت حیدریه 62 ونیم میلیارد تومان پیش بینی شده است که نسبت به سال گذشته نزدیک به سه برابرافزایش یافته است.

وی افزود:در صورت تحقق این بودجه 95 درصد آن از محل درآمدهای عمومی و 5 درصد آن از طریق کمک دولت به شهرداری است که متأسفانه در سال گذشته از 5 درصد کمک دولت 5/1درصد آن بیشتر محقق نشد.
ناصری گفت: سال گذشته 65درصد کل بودجه شهرداری به اعتبارات عمرانی اختصاص یافت که نسبت به چند سال اخیرافزایش داشته است.
شهردار گفت:در حال حاضر آنچه که مانع اجرای طرح و پروژه های کلان در شهر شده است؛ عدم تحقق کامل بودجه پیش بینی شده و معوقات و بدهی های فراوان شهرداری به نهادهای مختلف (نمونه اخیر آن بدهی بالغ بر یک میلیارد تومانی شهرداری به دارائی است که مربوط به سال 82 تا کنون) میباشد.
حمیدرضا عبداله زاده
در مدت باقی مانده تا انتخابات 24 خرداد ، دوباره تب سیاسی بالا گرفته و این بار خود را به شکل احساس تکلیف نشان داده! احساس تکلیفی که انگار هر روز دامن یک نفر را می گیرد و سعی خواهد کرد به مردم بقبولاند در بین تمام کسانی که هستند او اصلح است. حالا سوال اینجاست که احساس چه تکلیفی؟! تکلیف بهتر کردن اوضاع موجود؟ مگر واقعا در چه شرایطی هستیم که هر کسی گمان می کند می تواند اوضاع را سامان دهد؟ که بهتر از این باشد؟ حتی کسانی که سالی یکبار هم خبری از آنها در جامعه نیست. حتی کسانی که به شدت معلوم است در حد چنین پستی نیستند، حتی کسانی که سابقه اجرایی و مدیریتشان هم آنچنان امیدوار کننده نیست.ابراهيمباي سلامي

يكي از ويژگيهاي فرهنگي ما گويشي است كه با آن سخن ميگوييم. اساساً با حرفهايي كه ميشنويم و رفتاري كه مشاهده ميكنيم شخصيت ما شكل ميگيرد. با اندكي تسامح ميتوان گفت شخصيت اصلي هر فرد در فرآيند تلخ و شيرين سالهاي نخست زندگياش تثبيت ميشود. مادران، اولين آموزگاران و شاعراني هستند كه با آواها و گويشها و در قالب لالاييها و افسانهها، نقشههاي ذهني افراد را ترسيم ميكنند. برخي روانشناسان بر اين باورند كه شخصيت هستهاي و ظرفيتهاي نرمافزاري روان انسان تا شش سالگي قوام مييابد. پس از آن، اشخاص در ارتباط با محيط طبيعي و اجتماعي به جستجو و تكميل آرزوهاي تعيين شده ميپردازند.
*ما بهترين گل ها رو داريم.اما چيدمان گل رو بلد نيستيم. بهترين فضا رو داريم تو استان مثل پيشكوه. اما دريغ از يه گل كاري عالي براي عكس گرفتن مردم. آقاي شهردار پول نداريم، اما دانشجوي هنر داريم كه ازفكرش استفاده كنيم.به اميد تربتي زيبا. ما هم می تونيم بهترين ورودي شهر رو داشته باشيم
*حالا جا داره ما بگيم به شهردارمان افتخار مي كنيم. جناب شهردار كاش مي شد.مانند آبنماي ميدان شهرك در يكي از ميدان هاي شهر كار ميكردين. يا يك پارك خطي مثل پارك خطي هاي مشهد در بياريم
* ازاينكه شهردارى به فكر توسعه ييشكوه افتاده است ،خوشحاليم.
*جناب شهردار اگه قراره تمام پيادروهاي سطح شهر مثل خيابان شهرداري در بياد.به نظر من هر چه زودتر عمل کنید.ميدان بسيج آبنماش خيلي ضعيفه.از همه مهمتر ما تو نامگذاري خيابان ها خيلي ضعيفيم.
بافت فرسوده شهری به محلاتی اطلاق می شود که دارای ویژگی هایی مانند اینکه حداقل 50 در صد املاک آن به حدی فرسوده باشد که به لحاظ زیستی و مسکونی آسیب پذیر باشد، دست کم 50 در صد املاک آن مساحتی کمتر از دویست متر مربع داشته باشد و معابر آن بن بست و ضریب نفوذ آن کم باشد که با این مشخصات در شهر تربت حیدریه 240 هکتار بافت فرسوده وجود دارد.

مهندس ناصری مدیرعامل شرکت عمران ونوسازی زعفرانیه با ذکر مطلب فوق به خبرنگار نویدتربت گفت: شرکت عمران و نوسازی زعفرانیه تربت حیدریه در سال 86 با هدف بازسازی و نوسازی بافت فرسوده شهر تشکیل گردید و فعالیت خود را در محدوده 24 هکتاری طرح عظیم زعفرانیه آغاز نمود.وی گفت:در محدوده 24 هکتار، 2/10 هکتار بعنوان اولویت اجرایی نوسازی طرح تعیین و 14 هکتار آن جزء محدوده های راهبردی می باشد.
چشم طمع دشمنان به انتخابات پیش رو است
فرماندار تربت حیدریه گفت: چشم طمع دشمنان به انتخابات پیش رو است.
حسن فتحی نیا، در نشست خبری در محل فرمانداری شهرستان اظهار کرد: تمام ساز و کار و مقدمات کشور و تربت حیدریه مهیای برگزاری این انتخابات است.
فرماندار تربت حیدریه افزود: در121 روستای تربت حیدریه انتخابات شورای روستا برگزار می شود.
فتحی نیا گفت: تعداد داوطلبین در شهرهای تربت حیدریه، کدکن، رباط سنگ، بایگ 112 نفر است و تعداد داوطلبین شورای شهر در شهر رباط سنگ 10 نفر که هفت نفر داوطلب مرد و سه نفر داوطلب خانم ثبت نام کرده اند.

وی گفت: همچنین در شهر بایگ هفت نفر مرد و در شهر کدکن هشت نفر مرد داوطلب شده اند.
فرماندار تربت حیدریه افزود: مسن ترین مرد داوطلب پدر شهیدی با سن89 سال سن و مسن ترین داوطلب زن مادر شهیدی با سن87 سال و همچنین سابقه عضویت در شورای اسلامی روستا هستند.
فتحی نیا بیان کرد: چشم طمع دشمنان به انتخابات پیش رو است و برگزاری هرچه با شکوهتر این انتخابات یاس و ناامیدی را برای اردوگاه دشمن به همراه خواهد داشت.
وی تصریح کرد: تعداد داوطلبین در شهر تربت حیدریه 87 نفر بوده که از این تعداد 82 نفر مرد و پنج نفر زن ثبت نام کرده اند
سرانجام پس از چند ماه فردی که زعفران فروش تربتی را به قتل رسانده و جسد وی را به آتش کشانده بود دستگیر شد.

سلیمان استوار فديهه
يك شوخي كوچولو موچولو با مادران عزيز و مهربان امروزي
گويند مرا چو زاد مادر
روي تشك و لميدن آموخت
شبها به كنار ماهواره
تا صبح نشست و ديدن آموخت
يك شيشه شير داد دستم
با توپ و تشر مكيدن آموخت
كالسكه خريد از برايم
دنبال خودش كشيدن آموخت
.......باغ عبرت
زندهیاد تهرانچی
یاد باد ای باغ ملّی، ای فضای پُرمعانی
ای تو یادت صفحهها از خاطرات نوجوانی
ای مغاك سرزمینت، مدفن ارواح ماضی
در دل خاكت بوَد، دریایی از دُرّ نهانی
كیست تا یاد آورَد، آن مردمان خاكدان را
رفتهاند از یادها، آن خفتگان خاكدانی
باغ شد آرامگاهِ بینشانهای گذشته

در این طرح اجرایی و غیر نمادین حدود هشتصد ماشین خاک و نخاله تخلیه شده در محل تعیین شده از سوی ستادخاک ونخاله ، پس از انجام عملیات جدا سازی مواد قابل بازیافت مثل تکه های آسفالت از خاک و نخاله ساختمانی، به محلهای مجاز و موردنیاز شهرداری حمل گردید.
پشم چی رییس اداره حفاظت محیط زیست و دبیر کارگروه مدیریت پسماند شهرستان تربت حیدریه با اعلام خبر فوق به خبرنگار نوید تربت گفت: اجرای طرح مدیریت خاک و نخاله در شهر تربت حیدریه با همکاری شهرداری و حمایت کارگروه موجب شده است نا طی سال 1391 بیش از دوهزار ماشین خاک و نخاله بجای تخلیه در محلهای غیرمجاز و مسیلها و یا حواشی جاده ها و ایجاد هزینه های هنگفت و مشکلات عدیده برای شهرداری و سایر ادارات ، مدیریت شده و تحت نظارت ستاد در محلهای مجاز تخلیه و حتی از برخی مواد قابل بازیافت آن مثل تکه های بریده شده آسفالت استفاده مجدد شود.
پشم چی اضافه کرد : دیدگاه رییس و اعضاء کارگروه مدیریت پسماند شهرستان با حضور فعال و کارشناسانه، اجرای صحیح قانون مدیریت پسماند و دستیابی به اهداف اصولی تعیین شده در این قانون از جمله بازیافت و بازچرخانی مواد و کاهش تخریب منابع طبیعی و ملی است .

روزی به قبرستان ابوطالب رفتیم، به قول دکتر زرین کوب «گشتن در قبرستان، گشتن در تاریخ است برای پند و عبرت آموزی». نگهبانی سیه چرده از نیجریه جلو درب ورودی ایستگاه بود.لباس فرم به تن داشت و هر سال موسم حج می آید و هر ماه هزار ریال سعودی می گرفت.(هزار تومان ایران برابر با یک ریال سعودی بود!!) در قبرستان چند جوان پاکستانی و افغانی و بنگلادشی و...را با چفیه و اگال(عقال) قرمز عربی بر سر دیدم که تبلیغ آیین وهابیت می کردند.طلبه بودند و در مکه درس می خواندند وبا قدرت تمام (پول نفت و..)تبلیغ می نمودند. بحث و گفت و گو آغاز شد و جمعیتی که اکثر ایرانی بودند گردمان حلقه بست. همکارانی هم بودند که لیسانس الهیات و ادبیات و آموزش ابتدای داشتند
طرح های زود بازده را شرح دهید و مثالی بزنید
البته واضح ومبرهن است که طرح های زود بازده تاجایی که عقل ما کمک میکند وما به خاطر داریم از برنامه های کاری دولت نهم و دهم بوده وکسی نباید و نمی تواند در آن د خل و تصرفی داشته باشد و در یک کلام آنرا بنام خود مصادره کند. ما فقط تا اینجای کار را مید انیم وچون این روزها امتحانات نزدیک است وما نیزسخت درگیر مطالعه خط و نشون های کاندید اهای احتمالی ریاست جمهوری برای یکدیگر هستیم، فکر مان بیشتر یاری نمیکند که بتوانیم درمورد طرح های زود بازده برای شما همکلاسی ها چیزی بنویسیم به همین منظور به سراغ عموی مان که از طرفداران سرسخت این طرح ها هست رفتیم و از ایشان در این مورد کمک خواستیم. عمو ی ما که در بین فامیل به شخصی صاحب نظر معروف است و به همین خاطر عمه یمان به ایشان پیشنهاد کرده که؛ داداش بیا و برو اسمت را برای ریاست جمهوری بنویس.!! به من گفت؛ ببین عمو جان، طرحهای زود بازده به طرحهایی گفته میشود که اولا خیلی زود به بازدهی که همان پول است برسد و دوما بتواند عده ای را سر کاربگذارد.